تبلیغات
روی ثانیه ها - مطالب ابر عقربه ها
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : یکشنبه 25 مرداد 1394
نظرات

در کوچه های این شهر 

هنوز هم 

با لبخند های شیرین

و با دست های پر به دنیا می آیی

باور کن

هنوز چشمه های زیر خاک

عاشق باغ های سوخته هستند

و کبوتری که دیروز از بام خانه تو

به آسمان پرید

با طعم لبخند شیرین تو

ابرها و بادها را بارور می کند

تا زمستانی 

که از پس پرچین فصل ها

نفس زنان می آید

با دست پر

رویای سنگین کوه ها و تپه های

تشنه را بارور کند


اما ای بانوی نجیب عشق من

این چه شرارتی است

که با شنگولی لبخندت

حتی خدا را مات کرده ای 

که حنجره خشک دشت ها

و کوه ساران را از یاد

برده است.

 درد
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
نظرات

باید از جنس درد باشی

که چشمانت

همیشه ی خدا زرد هستند

که این همه پاییز

همیشه

روی مبل هایت 

قهوه می نوشند

عقربه ها مثل توله سگ ها

هستند

اگر نگاهشان نکنی

آهسته از کنارت رد می شوند.

دیروز به مادرت گفتم

که بیشتر 

مواظب این باد ها باشد

می ترسم

این پنجره های باز

بلایی بر سر چشمانت بیاورند.

نویسنده : admin
تاریخ : جمعه 2 آبان 1393
نظرات

شعر ها از پس پیشانی های بلند 

دست های کشیده و نرم

و لب هایی پر از ترانه و آه

سر می کشند

گاهی نیز با پای پیاده

نرم نرمک 

اولین سوپر مارکت شهر را دق الباب میکنند

و سر ریز می شوند 

                              توی خیابان

توی چشم ره گذران 

و هر شامه ی تیزی که در کمین شان نشسته باشد .

معطر می کنند جان شاعر

و دست گلی سرخ می گذارند

                           روی اولین لبی 

که جان شان را ماچ می کند


نویسنده : admin
تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393
نظرات




در کجای این فصل افتاده ام

با این برگ های خشک

با این سایه ها که یکی یکی جدا می شوند

                                       از حلقه های عزیزشان

دور افتاده ام

از صدای مدرسه
             
           از الدوز و کلاغ ها

و دخترکی که هر گاه از خانه بیرون می آمد

در کوچه باران می بارید

آه ای ابر تازه ی پر باران

و ای زمستانی که پوست گوسفندان می پوشیدی

و ای پنجره ی مشبک مسجد

که از پس نمازت هنوز انگشتان دراز دخترکی می لرزد

که هرگاه از خانه بیرون می آمد

در کوچه صدای باد و باران می آمد

من در کجای این فصل افتاده ام

(که ذره ذره آب می شوم)

که برگ برگ تمام می شوم.



نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393
نظرات





به خاطر شادروان حسن میرزایی


از بد حادثه ما نبودیم

وقتی که تو شعر و آوازت را خواندی

ما نبودیم که تماشا کنیم

در کدام ساعت عقرب ها چرخیدند

و طوفانی که همیشه ما را به تماشا می خواند

چون گردبادی افسانه ای به آسمان رفت

هیچ کس نبود و نخواند و نبارید این داستان غریب را 

جز درختی ابدی

با چند پرنده ی غریب

که حیران مانده بودند

در این دنیا شگفت این کیست که آواز می خواند

و می سراید شعر

و میان دندان هایش

جزیره ای نو بالا زده است


این کیست که از بستنی و ساندویچ و موبایل

و جامه های راه راه گذشته است

این کیست که جز عکس دخترش میان چشمانش نیست

و باغ هایی تماشا می کند که این سوی دنیا نیست

آه ما نبودیم 

ساعتی که دست هایت در خت شدند

و درخت و آب را دیدند

و عقرب ها وارونه چرخیدند

و تو خواب را دیدی

و آرامش را پسندیدی

و میان چشمانت جز دخترت کسی نبود

و شعر هایت یکی یکی از میان جزیره پرواز کردند

و تو بخار شدی


برچسب‌ها: عقربه ها , عقربهها ,
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393
نظرات



امشب همه ی شعر سپید اینجاست،

من تمام شده ام.


شب 16 خرداد بزرگداشت حسن میرزایی

نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
نظرات




با چشم هایم

با دست هایم

به دنبال تو میگردم

به دنبال تو که به کوچه ها و خانه ها سایه و سبزی میدادی

و در شب های گرم تابستان

پذیرای ماهتاب و پرنده های بی سر پناه بودی

با دست هایم و همه چشم هایم

به دنبال تو میگردم ای نازنین

که چشم های سیاهت روشنای جان من بودند

و دست های همیشه بازت

پنجره ای برای کلبه های تاریکی

که به دنبال خورشید هستند



نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
نظرات




یادت می آید وقتی که کج راه می رفت 

چقدر راست بود

نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393
نظرات




آه ای خار عزیز

نمی خواستم خوارت کنم

به بهانه ی نسیم خودت غلتیدی

زیر پایم


برچسب‌ها: عقربها , عقربه ها , aghrabeha ,
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393
نظرات





حالا من هستم و تو

و یکی دو چراغ که شب را آرامش می دهند

در این شب ظلمانی

یکی دو چراغ میمیرند

باید فکر چراغ باشیم

و شب تاب های مهربانی

که آتش را روشن کنند




برچسب‌ها: عقربه ها , عقربها , aghrabeha ,
نویسنده : admin
تاریخ : جمعه 26 اردیبهشت 1393
نظرات




تقدیم به زنده یاد شاعر حسن میرزایی :


از زمستان و تابستان بهار و پاییز

و از همه چیز های خاک

پر شده بود

باد و باران ابر و آسمان انسان و خیابان

کلمه هایی بودند

که بارها و بارها تکرارشان کرده بود 

از این رو سر بر آستان درختی نهاد

و با آواز پرندگان معصوم

آرام آرام در چشمه ساری فرو رفت

و مباهات انسان امروز

گنجینه ای از سر و دست و پا
 
و گوش و بینی و چشمانی زیبا
 
به پوزه ی مهربان جانوران 

و به منقار پرندگان بخشید

تا فقط شعر باشد

تا خودش باشد

برچسب‌ها: عقربه ها , عقربها ,
نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات




اگر حرف های ما به قاعده بود

اگر نان سفره ما

و دیوار هایی که به دور خویش

                                        می چرخانیم

عقاب فکر ما به آسمان می رفت

کلاغ چشم ما خدا را می دید.


نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات



ظهور استعدادها در انتخابات آزاد 


« هر کس با استعدادهایی خلق شده که باید آنها را به کار ببندد. به کار بستن آنها بزرگترین سعادت در زندگی هر فرد است .»

 

این کلام زیبا از شاعر برجسته و معروف آلمانی "یوفان هون گوته" می باشد که به کار گیری آن نه تنها انسان را با زندگی واقعی آشنا می سازد بلکه باعث می شود که خلاقیت های نهفته در ذات هر کس به صورت منظم نمودار و در خدمت او قرار گیرد. این که در مغرب زمین خلاقیت ها در خدمت انسان قرار گرفته است و فکر انسان از دایره های محدود به آسمان ها پرواز کرده است حاکی از شناخت همین مسئله می باشد. اصولاً خداوند استعدادها را در نهاد آدمی به عنوان چراغ راهی مقابل ظلمت و جهل و نادانی قرار داده است تا به او این امکان را بدهد که با استفاده از معرفت در دنیا و آخرت با آرامش خاطر به مسیر تکامل خویش ادامه داده و مراحل انسان شدن و به خدا رسیدن را طی نماید .

 

در جوامعی که به این معرفت نرسیده اند شاهد یک زندگی بیمار و مشکوک بوده و هستیم زیرا در چنین جوامعی زندگی با رنگ های خاکستری و  تیره جلوه می کند .

 

بی ثباتی ، بی برنامگی ، رعایت نکردن حقوق مردم ، بی عدالتی و دهها مسئله دیگر از نشانه های روشن این بیماری است و عشق این زیباترین آفرینش خدا در چنین جوامعی می میرد زیرا عشق و شوق و اندیشه در فکر انسان، زمانی به شکوفه و ثمر می نشیند که انسان در راه خودش آزاد باشد و به آن چیزی که عشق می ورزد هدایت گردد .

 

یک مدیر کارخانه زمانی در کارش موفق می شود که به کارش عشق بورزد، که تحصیلات و اندیشه اش در رابطه با کار و کسبش باشد .

 

یک مدیر کشاورزی باید یک مهندش کشاورز باشد و یک خلبان باید عاشق هواپیما، ابرها و ستاره ها باشد .

 

دولت ها و حکومت ها زمانی می توانند دین خود را به مردم ادا کنند که نخبگان و دانشمندان را بر امورات مردم حاکم گردانندکه مردم را به حق و حقوق واقعی خود آشنا گردانند. در حکومت هایی که مردم زیر فکر دانشمندان زندگی می کنند، هر چیزی در جای خود قرار می گیرد ، مردم عاشقانه کار می کنند ، زندگی می کنند ، و حتی راحت می میرند . زیرا در چنین سیستمی متاثر از اراده ، فکر و استعداد خویش هستند و با الهام گرفتن از تجربه های درونی به تماشای هستی پرداخته و لذت می برند. ولی در نظام هایی که با پشت کردن بر مبناهای علمی و تجربی ، مدیران را روی سلیقه ها و رابطه های شخصی بر امورات مردم می گمارند ، برنامه ها با روش های غیر علمی محاسبه و موجب سردرگمی و نارضایتی مردم می شوند .

 

اینکه در کشور اسلامی ما به رغم همه تلاش ها و دلسوزی های مسئولین هنوز نتوانسته ایم آن چیزی را که شایسته مردم عزیز ایران باشد بدست بیاوریم حاکی از اشتباهاتی است که سال هاست گریبان ما را رها نمی کند و به جای بنیانگذاری یک مدیریت علمی کارآمد، به یک مدیریت غیر علمی به ظاهر اعتقادی که متاسفانه در بیشتر جاها با سوء استفاده از فضای موجود مزورانه و ریاکارانه پشت نقابهای دروغ ظاهر می شوند دلخوش کرده ایم و با تکیه کردن بر همین مبناهای دروغین، راه را بر هجوم گرگ های مردم فریب هموار کرده ایم . یکی از مواردی که شاید ریشه در بیشتر مشکلات اجتماعی ما داشته و دارد گزینش افراد غیر کار آمد و غیر متخصص است که به عنوان نماینده و وکیل جهت شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی به مردم معرفی می  نماییم .

 

افرادی که می بایست قوانین سرنوشت ساز زندگی ما را تصویب و یا بر آن نظارت داشته باشند، ولی متاسفانه تجربه سی ساله انقلاب اسلامی نشان می دهد که چنین محدودیت ها و گزینش هایی با توجه به اینکه در بیشتر موارد به صورت غیر کارشناسی و حتی سلیقه ای انتخاب شده و در برخی موارد مانع نفوذ افراد کاردیده و پخته و تحصیل کرده در انتخابات شده اند، برخلاف انتظارات مردم بوده و  در نتیجه خسارات جبران ناپذیری به کشور و مردم وارد شده است .

 

فاصله داشتن  از مشکلات واقعی کشور و مردم و آگاهی نداشتن از سیاست های جهان شمول، عدم مبارزه با سیاست های آنی و سلیقه ای در کشور و بی تفاوت بودن نسبت به حیف و میل سرمایه ها و اموال عمومی، سرگرم شدن در جزییات و دور ماندن از نیازهای واقعی مردم حاصل گزینش ها و نفوذ برخی از افراد غیر کارآمد به مجلس می باشد .

 

این در حالی است که تجربه ملت های پیشرفته و موفق در دنیا نشان می دهدکه نماینده های مردم باید از عالیترین و برگزیده ترین چهره ها باشند .

 

باید با تمام فنون به روز کشورداری آشنایی داشته و مفیدترین سیاست ها را برای رفاه و آسایش مردم برگزینند . طبیعی است که در سایه چنین نخبگانی خودبه خود دولتی کارآمد و علمی تشکیل می گردد و در نتیجه امورات مردم بدست مدیران لایق و خرمند اراده و همه چیز رنگ علم و حقیقت می گیرد و رشد فرهنگ و بیداری مردم افزون می گردد و نیروی هرکسی بر اساس استعداد و ارزشی که دارد به کار گرفته می شود و دیگر نیازی نیست برای انتصاب یک استاندار یا یک فرماندار از نوادگان فلان وزیر یا فلان نماینده استفاده شود .

 

در صورت چنین توفیقی در جامعه ما جهانیان نیز بیشتر به روی ما حساب باز می کنند و با ابزارهای تاریخ مصرف تمام شده هویت و فرهنگ ما را به بازی نمی گیرند و چیزی که امروز خواب و آسایش از ما گرفته است و از آن به عنوان تهاجم فرهنگی و دخالت بیگانگان یاد می کنیم در سایه آگاهی و آزادی و بازیافت اعتماد دولت و مردم خود به خود از بین میرود زیرا در طول تاریخ همیشه فاصله میان دولت ها و مردم به سود رقیب تمام شده است و دولت ها و مردمی متضرر شده اند که به جای برطرف کردن مشکلات واقعی خود و استفاده از مغزها و استعدادهای ملی به مسائلی پرداخته اند که باعث تفرقه و دوری از همدیگر شده اند .

 

شاید شما هم به این نتیجه رسیده باشید که چرا ما نمی توانیم روی مردم آمریکا اثر بگذاریم یا چرا آمریکا نمیتواند روی فرهنگ و مردم ژاپن اثر بگذارد ولی آنها به راحتی می توانند با ایجاد یک شبکه تلویزیونی و یا رادیوی سیاست های کشورها را تحت تاثیر قرار دهند . پس بیایید با غربالی کردن برنامه های گذشته به یک تجربه زیبا دست بزنید. بیایید برای نخستین بار به جای این همه جنگ کردن با دیگران با خود بجنگیم و بپذیریم که ادامه سیاستهای گذشته تنها راه چاره نیست و اکنون که فرصت زیبایی است و فصل ، فصل انتخابات است میتوانیم از همین سرچشمه کار جدید خود را آغاز کنیم و با هموار کردن راه پیش پای کار آزمودگان در رقابت انتخابات «میزان را رأی مردم» بدانیم زیرا در شأن جمهوری اسلامی نیست که مردمش با سردی و نا امید به افرادی رأی بدهند که از فرهنگ و سیاست در سطح کلان بی بهره باشند و به جای نشان دادن شایستگی های علمی خود حقیرانه در هیات شب گردها میان این قبیله و آن قبیله و آن طایفه و بوسیدن و بوییدن دست و پای این خان و آن کدخدا به جمع آوری آراء بپردازند و با این کار دوباره جامعه ما را به عصر طبقات اجتماعی و خان سالاری برگردانند .

 

نماینده های مردم ایران هرچه که باشند چه یک برادر روحانی ، چه یک مهندس ، چه یک دکتر باید با تمام اصول مملکت داری آشنا باشند، باید تمام پیروزی ها و شکست های کشورها در سطح جهانی مطالعه کرده باشند ، باید با زندگی و آثار کار تمامی سیاست مداران چیره دست دنیا آشنا باشند. باید سیاستمدار، دانشمند و انسان به روز باشد و با پشت سر انداختن امیال حقیرانه شخصی به برنامه های فوق العاده بیاندیشد. در سایه چنین نخبگانی جامعه و افکار عمومی مثل قطره های باران شفاف می شوند و در میان اندیشه ها پاکترین و در میان صداها زلال ترین صدا در اختیار مردم قرار گیرد و مردم دیگر مجبور نیستند در میان تاریک خانه ها به افرادی رأی بدهند که حقیرانه می کوشند با ترفندهای جورواجور و هزاران دوز و کلک و وعده های بزرگ و کوچک به این پولدار و به آن ثروتمند، خود را بالا بکشند و در آنجا نیز جز غرق شدن در کارهای شخصی و دنبال کردن منافع افرادی که حتی برای آنها با روش های شرم آور رأی جمع کرده اند کاری نداشته باشند .

 

پس ما می توانیم نسبت به تجدید نظر نسبت به پاره ای از سیاست ها ی گذشته و با ارائه ایده مثبت نسبت به استعدادها و مردم خود اعتماد بیشتری کنیم و مردم نیز بر اساس انسان بودن و داشتن فطرت زیبا گرایی به ما پاسخ مثبت می دهند و در میان همه چیزها خوبی ها را می پذیرند و در نتیجه اگر چیز بدی هم مانده باشد در شعاع آزادی و اعتماد ملی می سوزد.

 

پس بیایید ضمن ارج نهادن به مردم و افکار عمومی راه را برای ظهور استعدادهای بزرگ در انتخابات هموار نمایید و میوه تازه و دلپذیرش را نوش جان نمایید .


برچسب‌ها: عقربه ها ,
نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات
( بخاطر یک بز )



شاید مثل تو روزی ما هم غریب  باشیم

وبه خاطر

             گونه های رنگین سفره ها

تسلیم چاقویی

               یا خنجر برنده ای باشیم

ویا در چرخش همیشه

                            آهی

                                 ابری

                          ویا شبنمی باشیم

ویا در گردآبی موذی و بی عاطفه

یک دایره مکنده قاتل باشیم

ویا مثل اکنون تو

                    در مسلخ گرد و خاک ها

جان عزیز ما هم بگیرند

به خاطر چند سیخ کباب

تا دو سه دوری بیشتر بچرخد

قلب کوچک چند کودک

                             چند زن زیبا

ویرانی تو حاصل گرد بادی است

که همچنان می چرخد

اما در این دایره پر از غبار

هیچ خدایی

             پایداری لبخندها را

ضمانت نمی کند

                    ای بز زیبا!