تبلیغات
روی ثانیه ها - مطالب ابر شعر های محمدزاده
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : جمعه 2 آبان 1393
نظرات

شعر ها از پس پیشانی های بلند 

دست های کشیده و نرم

و لب هایی پر از ترانه و آه

سر می کشند

گاهی نیز با پای پیاده

نرم نرمک 

اولین سوپر مارکت شهر را دق الباب میکنند

و سر ریز می شوند 

                              توی خیابان

توی چشم ره گذران 

و هر شامه ی تیزی که در کمین شان نشسته باشد .

معطر می کنند جان شاعر

و دست گلی سرخ می گذارند

                           روی اولین لبی 

که جان شان را ماچ می کند


نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 29 اردیبهشت 1393
نظرات




با چشم هایم

با دست هایم

به دنبال تو میگردم

به دنبال تو که به کوچه ها و خانه ها سایه و سبزی میدادی

و در شب های گرم تابستان

پذیرای ماهتاب و پرنده های بی سر پناه بودی

با دست هایم و همه چشم هایم

به دنبال تو میگردم ای نازنین

که چشم های سیاهت روشنای جان من بودند

و دست های همیشه بازت

پنجره ای برای کلبه های تاریکی

که به دنبال خورشید هستند