تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
 درد
نویسنده : admin
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
نظرات

باید از جنس درد باشی

که چشمانت

همیشه ی خدا زرد هستند

که این همه پاییز

همیشه

روی مبل هایت 

قهوه می نوشند

عقربه ها مثل توله سگ ها

هستند

اگر نگاهشان نکنی

آهسته از کنارت رد می شوند.

دیروز به مادرت گفتم

که بیشتر 

مواظب این باد ها باشد

می ترسم

این پنجره های باز

بلایی بر سر چشمانت بیاورند.

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسین پروند دوشنبه 11 خرداد 1394 01:10 ب.ظ
درود استاد عزیز
با جسارت تمام و پررویی محض ؛ حسین پروند ؛
ارادتمند شما و دوستدار همیشه ی سپید در سپید شما
سید علی موسوی دوشنبه 11 اسفند 1393 11:53 ق.ظ
لذت بردم عطر شعر سپیدی تمام عیار را در این کارتون حس کردم با امید کاراهای مانا تر
admin پاسخ داد:
ممنون سپاس گزار.
یکشنبه 5 بهمن 1393 12:43 ب.ظ
درود استاد عزیز
عرض ادب
ماندگاری کارتون ابدی است . لذت بردم
اگه بی ادبی و بی حرمتی نباشه یه حرف کوتاه به اثر شما ذهن منو درگیر کرده لطفا بذارید به جسارت شاعرانگی ها و دغدغه ی این روزهای گرفته ی من
...
شروع طوفانی و ویران کنند ی درد و زرد وزن و جناس خاصی به اثر و هنر پاییزی شما بخشیده و نمود چشمان زرد پاییزی ... " باید " تاکید و اجبار ... تصویری بکر از دامنه ی زیبای شعر ... حرکت از دامنه به سمت فله با بخش دوم کار و ارتباط معنایی خوب * اما وجود یک واژه هرچند به سبب تکرار در تکرار و تاکید در تاکید " همیشه " قدری آزار دهنده است و واژه ی " مبل " که واژه ی جایگزین های متعددی دارد که احساس می کنم فضای شعری را به نوعی بسته جلوه داده است .. و تامل در " مبل هایت " که اختصاصی شدن را در جلوه ی مخاطب به همراه دارد اما وجود هزار رنگی به سببب رنگ درد و فصل زرد و قهوی مبل آنقدر زیباست که شاید هم پوشانی واژه ی مبا را از نگاهی تطبیق دهد ... سکانش بعدی شعر که متن و نهفته ی شعر را در صمیمیت یک تشبیه روان و به گونه ای چیره دستی خلق کرده و پیام شعر شما در این نهفته جای دارد جای تامل خوبی دارد
" عقربه و توله سگ " ... درست است هیچ وقت هیچ چیز به دنبال انسان کشیده نمی شود مگر خصلت و ویژگی در یک طرف شباهت گونه احساس شود ... " اگر نگاهشان نکنی آهست از کنارت رد می شوند " / در این بخش شعر حرکت عقربه یک کفه و نگاه توله سگ ها " کفه ی دیگر ... پی بردن به نگاه شاعرانه ی شما مجبور به دید تجربی و عینیت اثباتی است ...
و سکانش آخر سپید شما که رسیدن به قله است از واژه های نرم که چرخش هنر شما را به دنبال دارد... دست مریزاد استاد
admin پاسخ داد:
سلام
ایکاش خودت را معرفی کرده بودی،خودم را قابل این همه محبت نمیدانم ،فکر میکنم ارزش نگاه شما بیش از کار من باشد ،به هر حال توفیقی بود که نگاهت و دیدگاهت را خواندم و تجربه کردم،حق با شماست من هم اعتقاد دارم که ضعف ها و قوت ها همیشه شانه به شانه هم پیش می روند و شعر من نیز از این قاعده مستثنا نیست.ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.