تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات




تاریکی در شعر امروز حاصل بسته بودن دریچه‌ی جان انسان‌هاست.

هفته نامه نصیر بوشهر شماره 478

اشاره : در ادامه بررسی روند جریان شعری در ایران و بوشهر این بار با یکی دیگر از شاعران میانسال و قدیمی استان در شهرستان جم نشسته ایم. وی سالها در این زمینه کار کرده است و نوشتن شعر را با نگاهی متفاوت تر از نگاه معمول جامعه ادامه می دهد. تا آنجایی که من به عنوان مصاحبه کننده با این شاعر آشنایم، تاثیر عمیق شعر به خوبی در جریان زندگی او دیده می شود و هرگز نخواسته است در روند زندگی دچار روزمرگی شود و در این حوزه همواره پر اشتیاق شاعری می کند. محمد محمدزاده دارای وبلاگی به نام " عقربه ها " نیز هست که علاقمندان این حوزه می توانند از این طریق با این شاعر شهیر شهرستان جم ارتباط داشته باشند.

بی‌مقدمه عنوان کنم؛ وضعیت شعر امروز کشور را چگونه می بینید؟
ـ خوب چرا امروز؟ و چرا این کشور؟ همه ما باید توجه داشته باشیم که شعر مانند همه هویت های روحانی دارای کیفیت و کمیت خاصی نیست و همچنین دارای شناسنامه ای مربوط به یک سرزمین خاص و یا فرهنگی مخصوص که بتوان آنرا زاییده اندیشه کسی یا فرهنگ ملتی دانست.
شعر حاصل اندیشه نیست که روزی متاثر از اندیشه، افت و خیزی داشته باشد شعر یک کشف است و اینکه می بینیم در بعضی شرایط یا در پاره ای ممالک این روشنی در جان انسانهایی مانند ویتمن در آمریکا، جبران خلیل جبران در لبنان و پابلو نرودا در شیلی و یا فروغ و آتشی در ایران، بیشتر می‌تابد، حاصل پدیدار شدن روزنه ای است که در جان این انسانها تابیده است و این چیزی نیست که به امروز و دیروز بتوان ارتباطش داد. تقسیم بندی هایی نظیر شعر امروز و یا دیروز یا شعر فلان دهه و.... حاصل اندیشه حقیرانه شاعر نماهایی است که معرفت و درک این گوهر تابناک ندارند و با سر هم کردن این سرگرمی ها و بازیها، ضعف ها و ناتوانی های خود را می‌پوشانند و خود را از روی خواب و خیال، شاعر می‌نامند و با ردیف کردن موهوماتی بر اخلاق و جان جامعه، زهر می‌پاشند. پس من اعتقاد دارم که این خورشید در کشور ما و در جهان ما در جان انسانها می‌تابد و این تاریکی که امروز شاهدش هستیم فقط و فقط حاصل بسته بودن دریچه جان ما انسانهاست که این مساله نیز زاییده خودخواهی ها و بزرگ بینی انسانهایی است که دیگر نمی توانند از سد منیت ها و خودخواهی ها عبور کرده و به چشمه زلال و خورشید تابناک شعر برسند و به قول فروغ چگونه کسی که به خاطر یک بشقاب پلو فریاد و شیون به راه می اندازد، می‌تواند به تماشای شعر که حاصل درد و رنج آدمی است، بنشیند. پس وضعیت شعر در کشور ما و هیچ جای جهان مشکلی ندارد و هر چه هست بازتاب مسدود بودن روزنه جان انسان و افکار تاریک اوست. شعر مانند ستاره ای میان آسمان می‌درخشد و انسان امروز زیر سقف ذهنیات و اسیر شهوت و شکم. اما اگر یک روزی در میان این سقف، روزنه ای پدیدار شود، شما می‌توانید نسبت به ظرفیت این روزنه به تماشای خورشید بنشینید. تجلی بیشتر زیباییها و ظهور افق های تازه تر بر روی شعر ارتباطی به شعر ندارد بلکه به رصد خانه ای برمی گردد که تو از آنجا به تماشای شعر می‌پردازی. بستر، هرچه پاکیزه تر، شعر زلال تر. روزنه هر چه وسیع تر‌، اندام دلربای شعر نمایان تر. پس شعر به عنوان یک هویت معنوی و روحانی و به عنوان یک جریان زنده و پویا و آسیب ناپذیر در ایران و جهان همیشه وضعیت مطلوبی داشته ودارد.

و ضعیت شعر امروز در استان بوشهر چگونه است؟
ـ با توجه به توضیحاتی که دادم فکر می کنم پاسخ به این سوال هم داده شده باشد اما آنچه باید در این رابطه توضیح می دهم این است که در بوشهر نیز مشکلی که وجود دارد هجوم گسترده افرادی است که بهر دلیل روی به سرودن شعر آورده اند بی آنکه خاستگاه واقعی این جریان روحانی دانسته و یا یک شناخت اصولی و واقعی از شعر داشته باشند. طبیعی است که با ادامه این جریان، شعرخوانی و شعر شناسی دچار آسیب جدی شده و ظهور شعر سال ها به تاخیر می اندازد. اما آنچه که مایه آرامش اندکی است ظهور صداهایی است که اگر کوتاه نشوند، روزی به آوازی، سرودی و یا شعری مبدل می‌گردند.
یکی از شاعران بوشهر مدعی است که شعر ایران در حال بحران است. نظر شما چیست؟
ـ چنانچه عرض کردم با توجه به اینکه شعر مثل همه هنرهای دیگر یک هویت معنوی دارد، هیچگاه دچار آسیب، بحران و یا بیماری نمی شود. نه در ایران نه در هیچ جای دیگر جهان. اما آنچه که این دوست ارجمند تحت عنوان بحران مطرح نموده اند، به نظر من بیشتر به بستری برمی‌گردد که خاستگاه جرقه ها و جوانه های شعر در انسان می‌باشند که باید در این رابطه توضیح بدهم که متاسفانه بعد از ظهور نیمای بزرگ تا اکنون هیچگاه این بستر در ایران نسبت به بستر شاعران بزرگ دیگر ملل، پاکیزگی و آمادگی لازم نداشته است و به همین سبب، شعر نیمایی، شعر نو، شعر سپید و آنچه بعدها شعر حجم نامیدند، در فضای آسمان شاعران ایران به صورت نیمه رخ تابیده است و حتی در چند دهه اخیر که ما در شرایط شعر پذیری از اعتبار بیشتری برخوردار بوده ایم، هرگز نتوانسته ایم صدا و اندیشه تازه ای برای جهانیان داشته و بر ادبیات جهان اثر گذار باشیم. منهای فروغ فرخزاد و آتشی متاسفانه هیچکدام از ستارگان شعر ایران از لحاظ گوهرشناسی شعر و پروراندن اندیشه‌های تازه، حتی با شاعران متوسط جهان نظیر ناظم حکمت، نزار قبالی و مارگوت بیگل قابل مقایسه نبوده اند و حال این جریان هرچه که اسمش بگذاریم، ارتباطی به شعر و حال و روزگار امروز ایران نداشته و ندارد.
شعرهای چاپ شده در مطبوعات محلی بوشهر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ـ این سؤال تا حدودی تکرار سوال دوم شما می‌باشد اما با توجه به اینکه پای مطبوعات و صفحات ادبی وسط می آید باید توضیح بدهم که اشکالی که در این زمینه نه تنها در بوشهر بلکه در تمامی ایران وجود دارد انتخاب و برگزیدن افرادی است که می خواهند به عنوان مسئول صفحه ادبی انجام وظیفه نمایند. افرادی که برای انجام چنین کاری انتخاب می شوند باید واقعاً فوق العاده باشند و با پشت سر نهادن منزل های ابتدایی به صورت تجربی واقعاً به قله های شعر رسیده باشند. فقط در سایه چنین انسانهایی ما می توانیم شاهد شعر به معنای واقعی اش در مطبوعات باشیم حال در بوشهر یا هر جای دیگر. ظهور و ماندگاری شاعر نامدار منوچهر آتشی در بوشهر می توانست توفیق بزرگی باشد اما با رفتن ایشان از بوشهر و در نهایت غروب آن ستاره فروزان ما همچنان لنگ لنگان دوره می کنیم شب را و روز را. 
فعالیت جوانان شاعر استان بوشهر ‌چگونه است؟
ـ با توجه به اینکه در مملکت ما هنوز ارزشیابی به خصوص برای شعر وجود ندارد و هیچ گونه حمایتی از این قشر نمی‌شود، طبیعی است که این عزیزان برای ادامه زندگی مجبور باشند با رها کردن لحظه‌ای مفید و یا حتی سرایش‌شان به دنبال کار و تلاشی دیگر باشند تا نان شبی برای ادامه زندگی داشته باشند و همین سبب شده است که این عزیزان با فاصله گرفتن از اوقات خلاق، آنطور که می‌بایست در زمینه های هنری به خصوص شعر،‌ توفیق قابل توجهی نداشته باشند. مسائلی مانند دغدغه های مالی، ‌نبودن یک سیستم فعال که بتواند ارزیابی صحیحی از وضعیت این عزیزان داشته باشد،‌ حمایت نکردن از هزینه های چاپ و نشر آثار و کتاب این عزیزان، ‌تشویق و معرفی نکردن چهره‌های شاخص و ارج و بها نهادن به صورت کلی از ارزشهای هنری و ادبی باعث شده است که انگیزه‌ای برای فعالیت بیشتری بیش از چیزی که تاکنون شاهدش بوده‌ایم، در این عزیزان وجود نداشته باشد.

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.