تبلیغات
روی ثانیه ها - اکنون که بیدها
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات




وقتی که این باغ کوچک بود

ما هم کوچک بودیم

و با این بیدها

                   در یک ردیف می ایستادیم

و زمزمه گل ها و شبدرهای خوشبو را

با لبخندهای ساده

پاسخ می دادیم

و آنگاه که چیزی می خوردیم

به آنها هم خرده نانی میدادیم

اکنون که بیدها و نخل ها بزرگ شده اند

ما نیز بزرگ شده ایم

اما آوخ که دیگر ما نمی توانیم

به زمزمه گل ها و بیدها پاسخ بگوییم

 این بیدها و نخل ها

و آن مغیلانی که سر کوچه باغ

پوزه خار خاری زردش را

به دامن دخترها می زد

همان بیدها

               نخل ها

                           و مغیلان ها هستند

با همان مهربانی ها

اما ما در کوچه های سیری و پیری

به بن بست رسیدیم

و دلها و لبهای کودکیمان را

به خیابان های پر از دروغ و شهوت و شکم

کوچ دادیم

 ما باخت دادیم!


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.