تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات




در قلمرو من سبز شدی

                          سبز سبز،

چون آن درختی که صبح

از چشمه آب بر می دارد

و با اولین تیغه خورشید

در جنگل بیدار می شود

در قلمرو حس من بیدار شدی

دست هایت را روی هم مالیدی

و از حس تبدار خورشید عبور کردی

مادیان ها برایت شیهه کشیدند

بادام ها به دورت چرخیدند

و خدا یک بسته پر از زیبائی

از آسمان برایت نازل کرد

تو اکنون پرچم دار انسان هستی

تو اکنون

بی آنکه اراده کنی پرواز می کنی

ومثل خروس بامداد را خلق می کنی

اکنون من نیز،

به یمن تو آفتابم

و از میان ساقه های قهوه ای رنگ،

صدای خدا می شنوم

وبه تو که می نگرم پرواز می کنم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.